On African Cinema

Cinema in Africa, Cinema 52 Magazine, No. 1, August 1352.

Films of 1352

Selected films of the critics, Ferdosi Magazine, New Rooz 1352.

Interview with Franklin Schaffner

Interview with Franklin Schaffner, director of  The Boys from Brazil, Patton, Planet of the Apes...during the first Tehran Film Festival.

Interview on French Political Cinema

Interview with Weekly Honar Publication, Etelaat, 26 Esfand 1353, on French Political Cinema.

Cuban Revolutionary Cinema

Cuban Revolutionary Cinema.

Italian Neorealism Cinema

Italian Neorealism Cinema, Setareh Cinema Magazine, No. 775, 15 Bahman, 1350.

Cinema & Propaganda Ideology

Cinema & Propaganda Ideology, Star Cinema Magazine, No.1, 1351.

Godard & Political Cinema


Tehran Film Festival

Ayandegan Interview, 26 Azar, 2036, No. 2998.

جنگ، نیرویی که به ما معنا می دهد



باشگاه ادبیات منتشر کرد
جنگ، نیرویی که به ما معنا می دهد
کریس هِجِز
ترجمه: پرویز شفا ـ ناصر زراعتی
چاپ اول، تابستان ١٣٩١
طراح جلد: امیر عزتی
ناشر: باشگاه ادبیات
http://www.mediafire.com/?n5cv3uqwfgcdgx2
این کتاب ترجمه‌ای است از:
War is a force that gives us meaning
By Chris Hedges


دربارۀ نویسنده:
کریس هِجِز پانزده سال خبرنگارِ خارجی بود. سالِ 1990 به هیأت تحریریۀ روزنامۀ نیویورک تایمز پیوست. پیش از آن، برایِ روزنامه‌هایِ معروف (از جمله “دالاس مورنینگ نیوز” و“کریسچن ساینس مانیتور”) و ایستگاهِ رادیویی سراسری و مهمِ “نَشنال پابلیک رادیو” کار کرده بود. هِجِز فارغ‌التحصیلِ رشتۀ ادبیاتِ انگلیسی از دانشگاهِ “کُلگیت” است و از دانشگاهِ “هاروارد” در رشتۀ الهیات فوقِ لیسانس گرفته. او یکی از اعضایِ گروهِ روزنامه‌نگارانِ نیویورک تایمز بود که در سالِ 2002، برایِ تهیۀ در زمینۀ بررسیِ تروریسمِ جهانی، برندۀ جایزۀ پولیتزر شد و نیز جایزۀ سازمانِ عفوِ بین‌الملل را برایِ روزنامه‌نگاری در زمینۀ حقوقِ بشر در همان سال دریافت کرد. هِجِز اکنون در شهرِ نیویورک زندگی می‌کند و دانشیارِ رشتۀ روزنامه‌نگاری در دانشگاهِ نیویورک است.

هزینۀ جنگ


هزینۀ جنگ

Shahrvand: June 14, 2012

 از آن‌جا که مدتی از داغ شدنِ خبرِ حملۀ اسرائیل به ایران می‌گذرد و به‌نظر می‌رسد تبِ جنگ فعلاً تا اندازه‌ای فروکش کرده است (نه این‌که کاملاً صد در صد از بین رفته باشد)، بد نیست به جنبه‌هایِ دیگرِ جنگ نظری معقولانه بیندازیم و اندکی هم به مردمِ بی‌گناهی بیندیشیم که در این میان، برایِ کسبِ قدرتِ دولتمردان و قلدرانِ سیاسیِ بین‌المللی، جانِ هزاران تن از آنان فدا و فنا می‌شود. پیش از این [در مقالۀ چرا جنگ با ایران و در خاورمیانه برایِ سلامتِ آیندۀ جهان ضروری است؟]، به موضوعِ جنگِ اسرائیل و آمریکا علیهِ ایران پرداخته‌ایم و از نتایجِ سودمندی که چنین جنگی ممکن است به‌همراه داشته باشد سخن گفته‌ایم؛ اگرچه چنین سخنانی به‌ظاهر، جنبۀ تصوری دارد؛ تصورِ این‌که حکومت‌هایِ سه کشوری که درحالِ مکیدنِ خونِ مردمانِ بی‌گناهِ خود هستند، سرنگون و منهدم شوند. اکنون، با ارائۀ آمار و ارقام، به این موضوع می‌پردازیم.  More

Freedom - آزادی

آزادی

ترجمه: پرویز شفا
ویراستار: ناصر زراعتی

برایِ پرندۀ در قفس
برایِ ماهی در تُنگ
برایِ رفیقِ زندانی ام
برایِ اندیشه هایش
برایِ گُل‌هایِ پَرپَرشده
برایِ سبزه‌های لگدمال شده
و برایِ بدن‌هایِ شکنجه شده
نامِ تو را فریاد می‌‌زنم:
«آزادی!»

برایِ دندان‌هایِ به هم فشرده
برایِ خشمِ سرکوب شده
برایِ بُغضِ درگلو خفه شده
برایِ صدا‌هایی‌ که دیگر نمی‌‌خوانند
برایِ بوسۀ پنهانی
برایِ شعرهایِ سانسورشده
برایِ جوانانِ تبعیدی
و برایِ نامهایِ ممنوع شده
نامِ تو را فریاد می زنم:
«آزادی!»

نامِ تو را با هر نامِ دیگری بر زبان می‌‌آورم
نامِ حقیقیِ‌ تو را...
نامِ تو را بر زبان می‌‌آورم، هنگامِ تاریکی
تا هیچ کس نتواند ببیندم
نامت را می‌‌نویسم رویِ دیوار‌هایِ شهرم
نامت را می‌‌نویسم روی دیوار‌هایِ شهرم...
نامِ حقیقیِ‌ تو را
نامِ تو و نامِ کسانی که از بر زبان راندنِ نامت می هَراسند...
برایِ اندیشۀ آزاردیده
برایِ ضربه‌هایِ فرودآمده بر گوشت و استخوان
برای کسانی که مقاومت نمی کنند
برایِ کسانی که روی پنهان می‌‌کنند
زیراکه از تو وحشت دارند
برایِ چشم‌هایِ پیوسته مُراقب‌شان
تا چه گونه بر تو یورش آوَرَند
و برایِ جوانانی که به قتل می‌‌رسانند
نامِ تو را فریاد می‌‌زنم:
«آزادی!»

برایِ سرزمین‌های تجاوزشده
برایِ شکست خوردگان
برایِ استثمارشدگان
برایِ کسانی که بر چوبه هایِ دار، به آتش کشیده شدند
برای آنان که به خطا، محکوم شدند
و برایِ قهرمانِ از پای درآمده
نامِ تو را فریاد می‌‌زنم:
«آزادی!»

***
این شعر در عنوانبندیِ پایانی فیلمِ «چه گوارا: جایی که هرگز او را تصور نمیکردید»، به زبانِ اسپانیایی خوانده میشود. این ترجمه از زیرنویس انگلیسی این فیلم به فارسی برگردانده شده است

به مناسبت انتشار کتاب سرگیجه



چند پرسش از پرویز شفا به ‌مناسبت ترجمة کتاب «سرگیجه»

معرفی و نقد کتاب: گفت‌وگو با پرویز شفا درباره‌ی سرگیجه هیچکاک به مناسبت انتشار کتاب سرگیجه (دن اویلر)

محسن آزرم و کریم نیکونظر: دیوید تامسن در کتابِ فرهنگِ زندگی‌نامه‌ای فیلم‌اش نوشته که سرگیجه تفسیرِ ممتازی است از نفسِ تماشای فیلم. آیا به گمانِ شما هم این فیلم (مثلاً) در کنار پنجرۀ عقبی، اساساً فیلمی‌ست دربارۀ تماشاگری و احیاناً سینما؟
پرویز شفا: خواه ‌ناخواه، هر فیلمی به تماشا و توجه نیاز دارد. می‌دانیم، و فکر می‌کنم هیچکاک هم بارها تکرار کرده، تا بیننده‌ای وجود نداشته باشد فیلمی وجود ندارد. البته که سرگیجه فیلمی است با بینندگانی که ما باشیم. اگر از کیفیت فلسفی سخن می‌گویید، تردیدی نیست که هر قدر بیننده، موضع روشنفکری بیش ‌تری داشته باشد، لذت حاصل از تماشای این فیلم‌ها چند برابر می‌شود. پنجره‌ی رو به حیاط فیلمی با سبک بی ‌نظیر هیچکاکی است که ما به عنوان بیننده با قهرمان فیلم دائماً هم‌ذات ‌پنداری می‌کنیم و از دیدگاه و چشم‌انداز او همه چیز را زیر نظر داریم. بدون وجود او چیزی رخ نمی‌دهد. کنجکاوی چشم‌ چرانه‌ی اوست که نه ‌تنها لذت بصری برای ما فراهم می‌آورد، بلکه اجازه می‌ دهد به درون و اعماق زندگی خصوصی افراد رخنه کنیم. سرگیجه هم از ابتدا با هم ‌ذات‌ پنداری با اسکاتی آغاز می‌شود زیرا ما هم، هم‌ چون او، از حوادثی که پشت پرده می‌گذرد اطلاع نداریم. زمانی که واقعیت برای ما تا اندازه‌ای رو می‌شود، خط فکری متفاوتی از اسکاتی در پیش می‌گیریم و کمابیش از ذهنیت او هم بی ‌خبر نیستیم، اما در عین حال به سبک و سنگین کردن حوادث برای شخص خود ادامه می‌دهیم

شماره: ۴۱۸ (شماره ویژه پاییز) - 20 آبان 1389

اشک مردم غزه بايد که اشک ما باشد!


اشک مردم غزه بايد که اشک ما باشد

متن سخنرانی کريس هِجِز، ترجمه پرويز شفا


سه شنبه 9 شهریور 1389

روزِ پنج‌شنبه، پنجمِ اوتِ ۲۰۱۰، کريس هِجِز، روزنامه‌نگار و نويسنده آمريکايی، مؤلفِ کتابِ جنگ نيرويی که به ما معنا می‌دهد(۱)، در نيويورک، در جريان گردآوری پول برای آماده کردن کشتی‌ای با وسايل مورد نيازِ مردم غزّه، و نيز درهم‌شکستن محاصره اين شهر توسط نيروهای نظامی اسرائيل، اين سخنرانی را ايراد کرد

انتقام - طاها محمدعلی, شاعرِ فلسطینی

انتقام

طاها محمدعلی (شاعرِ فلسطینی) - مترجم: پرویز شفا

گاهی آرزو میکنم
ایکاش میتوانستم در نبردی رویارو،
با مردی مُواجه شوم که پدرم راکُشت
و خانه مان را آتش زد ...

اخبار روز : يکشنبه ۷ شهريور ۱٣٨۹ - ۲۹ اوت ۲۰۱۰

جنگ؛ نیرویی که به ما معنا میدهد


جنگ؛ نیرویی که به ما معنا میدهد

ترجمه: پرویز شفا ـ ناصر زراعتی

War is a force that gives us meaning

By: Chris Hedges


یادداشتِ مترجمان

پنج سال از ترجمۀ این کتاب جذّاب، خواندنی، آموزنده و عبرت‌انگیز به زبانِ فارسی می‌گذرد و چهار سال است که پشتِ سدِّ مُمیزیِ گیر کرده و این‌طور که پیداست حالاحالاها امکانِ انتشارش فراهم نخواهد شد. از آن‌جا که معتقدیم خواندنِ این کتاب برایِ ایرانیان، آن‌هم در اوضاع و احوالِ فعلی، بسیار ضروری و مفید است، تصمیم گرفتیم به‌شکلِ پاوَرَقی در نشریۀ “شهروند” کانادا منتشر شود و همزمان، در اینترنت هم قرار گیرد تا همۀ فارسی‌زبانان، در سراسرِ جهان، بتوانند آن را بخوانند.

از سالِ گذشته، پس از مراسمِ اُسکار، وقتی فیلمِ “مَهلکه” [The Hurt Locker] ساختۀ کاترین بیگلو جایزه‌هایی گرفت، نامِ کریس هجز و این کتاب بر سرِ زبان‌ها اُفتاد زیرا این فیلم با نقلِ قولی از این کتاب آغاز می‌شود: «جنگ نوعی مادۀ مُخدر است.»

25 ماهِ مه 2010 [چهارمِ خردادِ 1389]

Read the book here:
Part 1 - June 17, 2010
Part 2 - June 23, 2010
Part 3 - July 1, 2010
Part 4 - July 8, 2010
Part 5 - July 15, 2010
Part 6 - July 22, 2010
Part 7 - July 29, 2010
Part 8 - August 5, 2010
Part 9 - August 19, 2010
Part 10 - August 26, 2010
Part 11 - September 2, 2010
Part 12 - September 16, 2010
Part 13 - September 22, 2010
Part 14 - September 30, 2010
Part 15 - October 7, 2010
Part 16 - October 14, 2010
Part 17 - October 21, 2010
Part 18 - October 28, 2010
Part 19 - November 4, 2010
Part 20 - November 11, 2010
Part 21 - November 18, 2010
Part 22 - November 25, 2010
Part 23 - December 2, 2010