Interview with Franklin Schaffner
Interview with Franklin Schaffner, director of The Boys from Brazil, Patton, Planet of the Apes...during the first Tehran Film Festival.
جنگ، نیرویی که به ما معنا می دهد
باشگاه ادبیات منتشر کرد
جنگ، نیرویی که به ما معنا می دهد
کریس هِجِز
ترجمه: پرویز شفا ـ ناصر زراعتی
چاپ اول، تابستان ١٣٩١
طراح جلد: امیر عزتی
ناشر: باشگاه ادبیات
http://www.mediafire.com/این کتاب ترجمهای است از:
War is a force that gives us meaning
By Chris Hedges
دربارۀ نویسنده:
کریس هِجِز پانزده سال خبرنگارِ خارجی بود. سالِ 1990 به هیأت تحریریۀ
روزنامۀ نیویورک تایمز پیوست. پیش از آن، برایِ روزنامههایِ معروف (از
جمله “دالاس مورنینگ نیوز” و“کریسچن ساینس مانیتور”) و ایستگاهِ رادیویی
سراسری و مهمِ “نَشنال پابلیک رادیو” کار کرده بود. هِجِز فارغالتحصیلِ رشتۀ ادبیاتِ انگلیسی از دانشگاهِ “کُلگیت” است و از دانشگاهِ “هاروارد” در رشتۀ الهیات فوقِ لیسانس گرفته. او یکی از اعضایِ گروهِ روزنامهنگارانِ نیویورک تایمز بود که در سالِ
2002، برایِ تهیۀ در زمینۀ بررسیِ تروریسمِ جهانی، برندۀ جایزۀ پولیتزر شد و
نیز جایزۀ سازمانِ عفوِ بینالملل را برایِ روزنامهنگاری در زمینۀ حقوقِ
بشر در همان سال دریافت کرد.
هِجِز اکنون در شهرِ نیویورک زندگی میکند و دانشیارِ رشتۀ روزنامهنگاری در دانشگاهِ نیویورک است.
هزینۀ جنگ
هزینۀ جنگ
Shahrvand: June 14, 2012
از آنجا که مدتی از داغ شدنِ خبرِ حملۀ اسرائیل به ایران
میگذرد و بهنظر میرسد تبِ جنگ فعلاً تا اندازهای فروکش کرده است (نه
اینکه کاملاً صد در صد از بین رفته باشد)،
بد نیست به جنبههایِ دیگرِ جنگ نظری معقولانه بیندازیم و اندکی هم به
مردمِ بیگناهی بیندیشیم که در این میان، برایِ کسبِ قدرتِ دولتمردان و
قلدرانِ سیاسیِ بینالمللی، جانِ هزاران تن از آنان فدا و فنا میشود. پیش
از این [در مقالۀ چرا جنگ با ایران و در خاورمیانه برایِ سلامتِ آیندۀ جهان ضروری است؟]،
به موضوعِ جنگِ اسرائیل و آمریکا علیهِ ایران پرداختهایم و از نتایجِ
سودمندی که چنین جنگی ممکن است بههمراه داشته باشد سخن گفتهایم؛ اگرچه
چنین سخنانی بهظاهر، جنبۀ تصوری دارد؛ تصورِ اینکه حکومتهایِ سه کشوری
که درحالِ مکیدنِ خونِ مردمانِ بیگناهِ خود هستند، سرنگون و منهدم شوند.
اکنون، با ارائۀ آمار و ارقام، به این موضوع میپردازیم. More
Freedom - آزادی
ترجمه: پرویز شفا
ویراستار: ناصر زراعتی
برایِ پرندۀ در قفس
برایِ ماهی در تُنگ
برایِ رفیقِ زندانی ام
برایِ اندیشه هایش
برایِ گُلهایِ پَرپَرشده
برایِ سبزههای لگدمال شده
و برایِ بدنهایِ شکنجه شده
نامِ تو را فریاد میزنم:
«آزادی!»
برایِ دندانهایِ به هم فشرده
برایِ خشمِ سرکوب شده
برایِ بُغضِ درگلو خفه شده
برایِ صداهایی که دیگر نمیخوانند
برایِ بوسۀ پنهانی
برایِ شعرهایِ سانسورشده
برایِ جوانانِ تبعیدی
و برایِ نامهایِ ممنوع شده
نامِ تو را فریاد می زنم:
«آزادی!»
نامِ تو را با هر نامِ دیگری بر زبان میآورم
نامِ حقیقیِ تو را...
نامِ تو را بر زبان میآورم، هنگامِ تاریکی
تا هیچ کس نتواند ببیندم
نامت را مینویسم رویِ دیوارهایِ شهرم
نامت را مینویسم روی دیوارهایِ شهرم...
نامِ حقیقیِ تو را
نامِ تو و نامِ کسانی که از بر زبان راندنِ نامت می هَراسند...
برایِ اندیشۀ آزاردیده
برایِ ضربههایِ فرودآمده بر گوشت و استخوان
برای کسانی که مقاومت نمی کنند
برایِ کسانی که روی پنهان میکنند
زیراکه از تو وحشت دارند
برایِ چشمهایِ پیوسته مُراقبشان
تا چه گونه بر تو یورش آوَرَند
و برایِ جوانانی که به قتل میرسانند
نامِ تو را فریاد میزنم:
«آزادی!»
برایِ سرزمینهای تجاوزشده
برایِ شکست خوردگان
برایِ استثمارشدگان
برایِ کسانی که بر چوبه هایِ دار، به آتش کشیده شدند
برای آنان که به خطا، محکوم شدند
و برایِ قهرمانِ از پای درآمده
نامِ تو را فریاد میزنم:
«آزادی!»
***
این شعر در عنوانبندیِ پایانی فیلمِ «چه گوارا: جایی که هرگز او را تصور نمیکردید»، به زبانِ اسپانیایی خوانده میشود. این ترجمه از زیرنویس انگلیسی این فیلم به فارسی برگردانده شده است
Subscribe to:
Posts (Atom)



















