«آگاهی نامه» آگوست سال 2012 بود که زنده یاد استاد پرویز شفا حقوق بازنشر الکترونیکی
تمام آثارش را به باشگاه هدیه کرد. اغلب کتابها در دسترس بود و به مرور
بازنشر شد. جز دو عنوان که یکی را دوست عزیزی سال گذشته در اختیار باشگاه
قرار داد و اینک تنها کتاب بازمانده از مجموعه آثار پرویز شفا که به لطف
دوستی دیگر تهیه شده است. دیگر آثار پرویز شفا در باشگاه ادبیات: https://www.facebook.com/media/set
استاد
و دوستم پرویز شفا، انسانی بسیار شریف و آزادیخواه بود. آنچه خود
مینوشت یا ترجمه میکرد به انگیزهی ترویج سینمای مردمی و مبارز و
عدالتخواهانه بود. این نگاه به جهان سینما در عنوان تعدادی از کتابهایش
نیز آشکار است: «استعمار و ضد استعمار در سینما»، «سینما سلاح تئوریک»،
«سینمای چریکی»، «سینمای آفریقا» و... از همان آغاز انتشار مجلهی «فیلم»
به صورت ماهنامه در مرداد 1362 تا یک سال پیش از درگذشتاش مطالبی که
برایمان مینوشت و ترجمه میکرد از همین دست بود. به شدت ضد آمریکا و
سیاستمدارانش بود، تا حدی که گاهی به شوخی/ جدی برایش مینوشتم: «استاد،
رادیکالترین جناح جمهوری اسلامی هم موضع تند شما را نسبت به آمریکا
ندارند، کمی کوتاه بیایید، لطفاً!» این یکی از آخرین نامههای اوست؛
نمونهای تام و تمام از جهانبین و زندگی روزمرهاش: آقای مهرابی عزیز به دنبال ایمیل پیشین که در مورد فیلمها اظهار لحیه کرده بودم، ضروری است
که، فقط برای سرگرمی شما و خودم، بگویم که دیگر از هر چه فیلمهای
آمریکایی و اروپایی و ایرانی و غیره و ذلک است خسته و کسل شدهام که بیشتر
اوقات خود را صرف تماشای فیلم مستند میکنم که تا به حال ندیده گرفته
بودم. البته تعداد معدودی فیلم داستانی هم پیدا میشود که انسان را به
تفکر میاندازد در غیر این صورت صنعت سینمای همه جا به ویژه آمریکا فقط
چون کارخانه سوسیس سازی کار میکند که سوسیس بیشتر به حلق مردم بچپاند و
بس. آزادی فکر، تصوری است باطل که هنوز هم بعضیها در خیال خود زنده نگه
میدارند. من که در این جا شاهد هستم که تمام عوامل ارتباطی، اعم از
روزنامه، تلویزیون، سینما، فقط برای این کار میکنند که جریان کتاب «۱۹۸۴»
را واقعیت بخشند. در همه جا همین وضع بر قرار است. گهگاه، افرادی مثل
الیور استون پیدا میشوند که فرصت مییابند دو کلمه حرف حساب بزنند و به
زودی کارهای آنان در طومار زمان پیچیده و از یاد میرود. اگر به یاد
داشته باشید، زمانی که کتاب «الیور استون» را در ایران به چاپ رساندم، در
مقالهای گفتم که قرار است مجموعه یک ساعتی (ده قسمت) در مورد «تاریخ نا
گفته آمریکا» در تلویزیون پخش کند که سرانجام پس از حدود ده سال این عمل
جامعه پوشید و ما آن را دیدیم و هنوز هم دو یا سه پخش دیگر باقی مانده
است. در این برنامه، او از پشت پرده سخن میگوید که واقعیت چه بوده و چه
گونه عمل شده و به مردم چه گونه عرضه شده است. همه چیز "کشک" و "دروغ"،
"کلک" است. مردم چون اجبار دارند که یک دوران زندگانی را به هر ترتیبی شده
سپری کنند و به هر خواری و زاری تن میدهند که چند وقتی خود را گول
بزنند و به این خواری و زاری تداوم بخشند. همین فیلم «سی دقیقه پس از نیمه
شب» که تقریبا به دستور کاخ سفید و "سیا" ساخته شده است، از شکنجه به
عنوان یکی از عوامل مهم برای اقرار گیری یاد میکند. سر و صداها از همه
طرف بلند شده است که چنین نیست و با رفتار خوب میتوان بهترین اعترافات را
گرفت. این فقط خر کردن مردم خوش باور آمریکا است و بس. آمریکا شکنجه
میکند ولی در جهان ادعای آزادی انسان میکند که یک شوخی وقیح بیشتر
نیست. اصولاً، هر کشوری که چنین ادعایی بکند برای پرده پوشی از وقاحتهای
درونی خود است. همه اینها بستگی به قدرت تبلیغاتی آن کشور دارد که تا چه
اندازه در جهان برد دارد و جهانگیر میشود. با احترام، پرویز شفا * بزرگداشت این استاد ارجمند ساعت 4 بعدازظهر فردا (دوشنبه ۴ دی ۱۳۹۶) در سالن
فلاحتپور دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر (خیابان مفتح جنوبی، خیابان
ورزنده) برگزار میشود.
Two genuine and very educated scholars. and fine human beings, who thought several generations of filmmakers during their lifetime. Iranian cinema owes a great deal to these two scholars.
Although this is a personal letter from Dr. Houshang Kavousi, the legendary film historian [1925-2013], it shows how he felt about Parviz Shafa as a colleague, scholar, and friend. Both are missed by so many.
ناصر زراعتی - رادیو زمانه: پرویز شفا انسانی بود نجیب و فروتن و بسیار مؤدب. در تمامِ دورانِ
زندگیاش، هرگز اهلِ خودنمایی و هیاهو نبود. به یاد ندارم تن به مصاحبه با
رسانهای داده باشد. میگفت: «من اگر حرفی داشته باشم، در نوشتهها و
ترجمههایم زدهام. بقیه زیادهگویی است.»
به گزارش بانی فیلم، پرویز شفا استاد
دانشگاه، تئوریسین سینما، نویسنده و مترجم مقالات سینمایى دار فانی را وداع
گفت. مقالات و کتابهاى سینمایی او در دهه پنجاه در ایران جزو بهترین آثار
در حوزه خود بودند. وی تحصیلکرده سینما در آمریکا و دانشگاه سن فرانسیسکو
بود و پس از پایان تحصیلاتش به ایران بازگشت.او طی سال های اخیر در آمریکا
سکونت داشت و در همین کشور نیز درگذشت. وی متولد سال ۱۳۱۷ بود. از جمله ترجمه های سینمایی او می توان به «استعمار و ضد استعمار در
سینما»، «فصلی در سینما و سینمای زمان»، «سینمای سوم»، «سینماسلاح
تئوریک»، «زنده باد مکزیک»، «جنگ نیرویی که به ما معنا می دهد» و … اشاره
کرد. بانی فیلم درگذشت این چهره مطرح فرهنگی و هنری را صمیمانه به اهالی سینما و ادبیات تسلیت می گوید.
میدان: پرویز شفا با همین کتابهایش و با تاریی که آغاز کرد همواره زنده است،
چراکه همچون رفیقش سهراب شهید ثالث دو بالی بودند که در دو جهت، یک صدای
راستین را خلق کردند. بالقوهگی ناشی از فیلمهای شهید ثالث و کتابها و
نوشتههای پرویز شفا تنها نوری است که در سیاهی سینمای ایران دیده
میشود، نوری در انتظار رستگاری. و درست بههمین خاطر بود که هردو در
حاشیه، در غربت و در انزوا و در مهاجرت زیستند. بله پرویز شفا و سهراب
شهید ثالث زندهاند
استاد پرویز شفا، نویسنده، پژوهشگر و استاد دانشگاه از دنیای ما رفت
وی متولد ۱۳۱۷ مشهد بود. پس از پایان دبیرستان به ایالات متحده رفت و به
تحصیل در زمینه سینما پرداخت. پس از تکمیل مطالعات خود در دانشگاه سن
فرانسیسکو به ایران بازگشت و در دانشکده هنرهای دراماتیک تهران شروع به
تدریس نمود. هم زمان شروع به نوشتن و ترجمه مقالات متعدد در مجلات سینمایی
مختلف کرد. از استاد پرویز شفا تاکنون مقالات بی شمار و چندین کتاب منتشر
شده است. وی در سال های گذشته مقیم آمریکا بود. یادش را گرامی می داریم.
اخبار روز: پرویز شفا استاد سینما، نویسنده و مترجم دهها مقاله و کتابِ سینمایی و
اجتماعی/ سیاسی، انسانی بزرگوار، متعهد و شریف، سه شنبه شب، 22 ماهِ اوت،
در بیمارستانی در نزدیکیِ شهرِ سانفرانسیسکوِ آمریکا، در هفتاد و نُه
سالگی، از دنیایِ ما رفت. پرویز شفا که به زبانِ انگلیسی تسلطی کمنظیر داشت، مقالات و کتابهای
باارزشی از زبانِ انگلیسی به فارسی ترجمه کرده است درباره ی سینما و
فیلمسازان شوروی (بهویژه ژیگا ورتوف، ایزیناشتاین و پودفکین)، سینمایِ
پیشروِ کشورهایِ آمریکایِ لاتین، سینمایِ آفریقا، سینمایِ سیاسی، سینمایِ
کشورهایِ عرب، فیلمهایِ ژان لوک گُدار، آلفرد هیچکاک، الیور استون و... پرویز شفا انسانی بود نجیب و فروتن و بسیار مودب. خلوت گزیده ای بود
پیوسته در کار مطالعه و ترجمه و نوشتن. هیچگاه تن به مصاحبه با رسانه ای
نداد. اکنون، متأسفانه، دیگر با ما نیست، اما ثمره ی نگاهش به جهان و انسان،
حاصلِ زحمت هایش در خلوت و تنهایی، خوشبختانه در اختیارمان هست. هنوز هم
میتوانیم از آن انسانِ آگاه و بادانش، بیاموزیم.
اردوان تراکمه:پرویز شفا با پروژه های تک نفره، و عمد تا ترجمههایش، برای نخستین بار تاریخ نگاری «سینمای سوم» را به شکلی نظام مند وارد نقد فارسی کرد و در تلاش بود که با پروژه های گوناگونی که در قالب مجموعه کتاب هایش عرضه میکرد نقشه راهی را برای مخاطبانش خلق کند و سنتی از سینما پژوهی چپ را وارد نقد فارسی کند؛ سنتی که تا هم امروز بسیار فقیر است و هنوز بسیار وامدار پرویز شفا است، کسی که یک تنه آغازگر این سنت بود.
ناصر زراعتی - مجله جوانان: "پرویز شفا که بر بسیاری از دوستانِ اهلِ سینما حقِ استادی
دارد، انسانی بود بسیار مؤدب، آرام و فروتن. به یاد ندارم مصاحبه ای کرده
باشد. میگفت حرفی اگر داشته باشم، در همین نوشته هایِ گاه به گاهی و ترجمه
هایم زده ام. این اواخر، بیشترِ اوقاتش به مطالعه و فیلم دیدن میگذشت. در
گفتگوهایِ تلفنیِ طولانیمان، مثلِ همیشه، می گفتیم و میشنیدیم و من از
دانشِ او بهره مند میشدم. اکنون که از دنیایِ ما رفته است، خوشبختانه آثارش در اختیارمان هست و میتوانیم همچنان از او بیاموزیم."
Parviz Shafa, writer, scholar and university professor was born in Mashhad, Iran. After high school he went to the United States to study film. After completing his studies at San Francisco State University, he went back to Iran and started teaching film at the School of Dramatic Arts in Tehran. At the same time, he began writing and translating numerous articles in different film journals, which has continued to the present time. He has written and translated countless articles, and several books including: Viva Mexico, Cinema of the Time, Guerrilla Cinema, Cinema in Africa, Fascism in Cinema....His latest translation books are Alfred Hitchcock's Vertigo, War is a force that gives us meaning and: Oliver Stone's America.
Parviz Shafa lived in the San Francisco Bay Area until he passed away on August 22, 2017.
We will keep his Memory Alive.