هزینۀ جنگ
Freedom - آزادی
ترجمه: پرویز شفا
ویراستار: ناصر زراعتی
برایِ پرندۀ در قفس
برایِ ماهی در تُنگ
برایِ رفیقِ زندانی ام
برایِ اندیشه هایش
برایِ گُلهایِ پَرپَرشده
برایِ سبزههای لگدمال شده
و برایِ بدنهایِ شکنجه شده
نامِ تو را فریاد میزنم:
«آزادی!»
برایِ دندانهایِ به هم فشرده
برایِ خشمِ سرکوب شده
برایِ بُغضِ درگلو خفه شده
برایِ صداهایی که دیگر نمیخوانند
برایِ بوسۀ پنهانی
برایِ شعرهایِ سانسورشده
برایِ جوانانِ تبعیدی
و برایِ نامهایِ ممنوع شده
نامِ تو را فریاد می زنم:
«آزادی!»
نامِ تو را با هر نامِ دیگری بر زبان میآورم
نامِ حقیقیِ تو را...
نامِ تو را بر زبان میآورم، هنگامِ تاریکی
تا هیچ کس نتواند ببیندم
نامت را مینویسم رویِ دیوارهایِ شهرم
نامت را مینویسم روی دیوارهایِ شهرم...
نامِ حقیقیِ تو را
نامِ تو و نامِ کسانی که از بر زبان راندنِ نامت می هَراسند...
برایِ اندیشۀ آزاردیده
برایِ ضربههایِ فرودآمده بر گوشت و استخوان
برای کسانی که مقاومت نمی کنند
برایِ کسانی که روی پنهان میکنند
زیراکه از تو وحشت دارند
برایِ چشمهایِ پیوسته مُراقبشان
تا چه گونه بر تو یورش آوَرَند
و برایِ جوانانی که به قتل میرسانند
نامِ تو را فریاد میزنم:
«آزادی!»
برایِ سرزمینهای تجاوزشده
برایِ شکست خوردگان
برایِ استثمارشدگان
برایِ کسانی که بر چوبه هایِ دار، به آتش کشیده شدند
برای آنان که به خطا، محکوم شدند
و برایِ قهرمانِ از پای درآمده
نامِ تو را فریاد میزنم:
«آزادی!»
***
این شعر در عنوانبندیِ پایانی فیلمِ «چه گوارا: جایی که هرگز او را تصور نمیکردید»، به زبانِ اسپانیایی خوانده میشود. این ترجمه از زیرنویس انگلیسی این فیلم به فارسی برگردانده شده است
About the "Oliver Stone" Book
Notes on the "Oliver Stone" book, Mehr magazine, June 2011.https://blogger.googleusercontent.com/img/b/R29vZ2xl/AVvXsEjJs9hOmYowSmAhmOF7e4Ws3aPO9jnHlwDRITLQtRGXi-4b3lKU-nDolkmfuZH3BnAB6tmIxCORt5eJaNgo72Y7ijbFCNBqVjBCwkmQJxaDjj3ZCsGx8x5p98hdP_4BG66xgC9HapVWdvQT/s1600/24-25.jpg
About the "Oliver Stone" Book

About the "Oliver Stone" book, by: Araz Barseghian, Mehr magazine, June 2011.https://blogger.googleusercontent.com/img/b/R29vZ2xl/AVvXsEgsDktucdT-MXMkKmp2d-acBIBPfjgz47TUbtnYoj2mZjaQb-nkeb9X-mjyj_I0nY6G0vD053vXGO27RFWnDGbhEzi7ksuJTC7vs_eiStUyC4TfugXuv79f9F9NTZYLBKHCCzhtQb7ySeJI/s1600/26.jpg
About the "Oliver Stone" Book
About the "Oliver Stone" book, by: Mehrzad Danesh, Mehr magazine, June 2011.https://blogger.googleusercontent.com/img/b/R29vZ2xl/AVvXsEjSqU8qyb6cE5vUr-dYqDfyuzA_FmClS9SstyzfT_FSW4Ega4x1v9oFVPh8kTkLON2FT9NzE3cb5AKhLuoSD-o_9g3zh9BGYycfk_4YIc4jEM6JoBOWjDODfbWtb_pgK_ACqjTvZQ02Ceau/s1600/27.jpg
On Hitchcock and Vertigo

A conversation about Hitchcock and Vertigo - Film Monthly Magazine, No: 418, Aban 20, 1389.https://blogger.googleusercontent.com/img/b/R29vZ2xl/AVvXsEjeHoiPqQIfriN39gZNjCJL9Z4tZSAi1Ne6s6srK4p2inxHhPtlZm0H4eEXxWvxxVuDyEBAfIjy5rz3XS6znT6uSFTyVMXFwykR1h76FvdikL05LWaYhqH6YHwzMPvhWXPj4WqkKgVRUTGg/s1600/Untitled-1.jpg
به مناسبت انتشار کتاب سرگیجه


معرفی و نقد کتاب: گفتوگو با پرویز شفا دربارهی سرگیجه هیچکاک به مناسبت انتشار کتاب سرگیجه (دن اویلر)
محسن آزرم و کریم نیکونظر: دیوید تامسن در کتابِ فرهنگِ زندگینامهای فیلماش نوشته که سرگیجه تفسیرِ ممتازی است از نفسِ تماشای فیلم. آیا به گمانِ شما هم این فیلم (مثلاً) در کنار پنجرۀ عقبی، اساساً فیلمیست دربارۀ تماشاگری و احیاناً سینما؟
پرویز شفا: خواه ناخواه، هر فیلمی به تماشا و توجه نیاز دارد. میدانیم، و فکر میکنم هیچکاک هم بارها تکرار کرده، تا بینندهای وجود نداشته باشد فیلمی وجود ندارد. البته که سرگیجه فیلمی است با بینندگانی که ما باشیم. اگر از کیفیت فلسفی سخن میگویید، تردیدی نیست که هر قدر بیننده، موضع روشنفکری بیش تری داشته باشد، لذت حاصل از تماشای این فیلمها چند برابر میشود. پنجرهی رو به حیاط فیلمی با سبک بی نظیر هیچکاکی است که ما به عنوان بیننده با قهرمان فیلم دائماً همذات پنداری میکنیم و از دیدگاه و چشمانداز او همه چیز را زیر نظر داریم. بدون وجود او چیزی رخ نمیدهد. کنجکاوی چشم چرانهی اوست که نه تنها لذت بصری برای ما فراهم میآورد، بلکه اجازه می دهد به درون و اعماق زندگی خصوصی افراد رخنه کنیم. سرگیجه هم از ابتدا با هم ذات پنداری با اسکاتی آغاز میشود زیرا ما هم، هم چون او، از حوادثی که پشت پرده میگذرد اطلاع نداریم. زمانی که واقعیت برای ما تا اندازهای رو میشود، خط فکری متفاوتی از اسکاتی در پیش میگیریم و کمابیش از ذهنیت او هم بی خبر نیستیم، اما در عین حال به سبک و سنگین کردن حوادث برای شخص خود ادامه میدهیم
اشک مردم غزه بايد که اشک ما باشد!
اشک مردم غزه بايد که اشک ما باشد
متن سخنرانی کريس هِجِز، ترجمه پرويز شفا
سه شنبه 9 شهریور 1389
روزِ پنجشنبه، پنجمِ اوتِ ۲۰۱۰، کريس هِجِز، روزنامهنگار و نويسنده آمريکايی، مؤلفِ کتابِ جنگ نيرويی که به ما معنا میدهد(۱)، در نيويورک، در جريان گردآوری پول برای آماده کردن کشتیای با وسايل مورد نيازِ مردم غزّه، و نيز درهمشکستن محاصره اين شهر توسط نيروهای نظامی اسرائيل، اين سخنرانی را ايراد کرد
انتقام - طاها محمدعلی, شاعرِ فلسطینی
انتقام
طاها محمدعلی (شاعرِ فلسطینی) - مترجم: پرویز شفا
گاهی آرزو میکنم
ایکاش میتوانستم در نبردی رویارو،
با مردی مُواجه شوم که پدرم راکُشت
و خانه مان را آتش زد ...
جنگ؛ نیرویی که به ما معنا میدهد

War is a force that gives us meaning
By: Chris Hedges
یادداشتِ مترجمان
پنج سال از ترجمۀ این کتاب جذّاب، خواندنی، آموزنده و عبرتانگیز به زبانِ فارسی میگذرد و چهار سال است که پشتِ سدِّ مُمیزیِ گیر کرده و اینطور که پیداست حالاحالاها امکانِ انتشارش فراهم نخواهد شد. از آنجا که معتقدیم خواندنِ این کتاب برایِ ایرانیان، آنهم در اوضاع و احوالِ فعلی، بسیار ضروری و مفید است، تصمیم گرفتیم بهشکلِ پاوَرَقی در نشریۀ “شهروند” کانادا منتشر شود و همزمان، در اینترنت هم قرار گیرد تا همۀ فارسیزبانان، در سراسرِ جهان، بتوانند آن را بخوانند.
از سالِ گذشته، پس از مراسمِ اُسکار، وقتی فیلمِ “مَهلکه” [The Hurt Locker] ساختۀ کاترین بیگلو جایزههایی گرفت، نامِ کریس هجز و این کتاب بر سرِ زبانها اُفتاد زیرا این فیلم با نقلِ قولی از این کتاب آغاز میشود: «جنگ نوعی مادۀ مُخدر است.»
25 ماهِ مه 2010 [چهارمِ خردادِ 1389]
Part 4 - July 8, 2010
Part 5 - July 15, 2010
Part 6 - July 22, 2010
Part 7 - July 29, 2010
Part 8 - August 5, 2010
Part 9 - August 19, 2010
Part 10 - August 26, 2010

Part 14 - September 30, 2010
Part 15 - October 7, 2010
Part 16 - October 14, 2010
Part 17 - October 21, 2010
Part 18 - October 28, 2010
Part 19 - November 4, 2010
Part 20 - November 11, 2010
Part 21 - November 18, 2010
Part 22 - November 25, 2010
Part 23 - December 2, 2010














